جوک باحال

جوک باحال

مرکز جدید ترین جوکها و باحال ترین جک های 93


-
بیوگرافی حیف نون
بنام خدا هستم
3 ساله ک 19 سالمه
2 سال قبل از تولدم پدرم مرد
ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ب ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ
ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﺎ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻡ
ﺗﻮﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺑﻌﻀﯽ ﺷﺒﺎ ک ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ نمردم


امروز خسته از سر کار برگشتم خونه خودمو پرت کردم رو مبل،
داداشم پا شد رفت یه لیوان آب برام آورد
با تعجب گفتم چی شده مهربون شدی؟؟!!!
گفت امروز تو کلاس دینی گفتن:یه نفر به یه سگ خسته آب داده رفته بهشت:||:||



دختره تو هواپیما با موبایل داشت صحبت میکرد...

مهماندار گفت:حرف زدن شما با تلفن اینجا ممنوعه ...
دختره به دوستش میگه: اینجا حرف زدن ممنوعه، تو حرف بزن من گوش میدم!!!
مهماندار سکته کرد!!!
خلبان غش!!!
یکی از بالها جدا شد...